فرهاد عرفاني - مزدك

Tuesday, June 06, 2006

بوي كباب نيست ، خر داغ مي كنند

بوي كباب نيست ، خر داغ مي كنند

فرهاد عرفاني – مزدك




- اين قضيهء به خيابان ريختن آذري ها و اعتراض به چاپ يك كاريكاتور ، راستش عجيب مرا بفكر فرو برد. گاهي اوقات ، حيرت به حدي است كه ، انسان نمي داند بواقع چه عكس العملي بايد نشان دهد ، فقط شايد بتواند در سكوت ، شاهد قضايا باشد و در دل ، به اينهمه بلاهت ِ فراگير! بخندد. خنده كه نه ، پوزخندي تلخ !
...

ماجرا بسيار مضحك تر از آن بود كه بتوان با آن ، بعنوان مقوله اي جدي برخورد كرد ، يا درنگي كرد و به تحليل آن نشست . دقيقأ به همين جهت است كه از يك سو مي خواستم چيزي بگويم، از سوي ديگر ، مي ديدم در قوالب عادي نوشتار ، در مورد اين مضحكه عمومي ، نمي توان نوشت ، بلكه بايد با آن به همانگونه كه هست ، يعني (( مسخره ))‌، ‌مسخره برخورد كرد و آنرا به تمسخر گرفت ...

يكلحظه فكر كنيد ! يك روزنامه نگار آذربايجاني ، ظاهرا در بخش كودكان يك روزنامه ، مطلبي را بعنوان شوخي با همولايتي هاي خويش نوشته و كاريكاتوري هم كنارش گذاشته ، آنگاه بيكباره اقليت آذري زبان ، همچون بمبي منفجر و بر بقيه جامعه خراب مي شود ! كه چه ؟ كه شما شوونيست فارس هستيد؟!! نژادپرست هستيد و جامعهء آذري زبان را به تسمخر و تحقير گرفته ايد ! ما خواهان حق ملل؟!!!! در تعيين سرنوشت خويش هستيم. نظام آموزشي بايد به زبان تركي ( مغولي ) باشد! آذربايجان اشغالي؟ ! بايد آزاد شود !!! و ... ( نمي دانم چرا در اين بيست و هفت سال گذشته ، كه جمهوري اسلامي ، بالا و پائين شان را يكي كرد ، صدايشان در نيامد ؟!!!‌) .
جالب است ، نه ! در مملكتي كه همهء مسئولين آن ، يا تخم و تركهء مغول ( ترك ) هستند يا عرب! و نهصد سال است ، جد در جد ، خاك ايران را به توبره كشيده اند و از جمجمهء ايرانيان مناره بر پا ساخته اند و چشم در آورده اند ( سلجوقيان ، غزنويان ، ايلخانيان... ، صفويان ، قاجاريه ، ... ) ، اكنون آذري زبانان عزيز در اعتراض به كاريكاتور يك آذري به خيابان مي ريزند و گناه همهء بدبختيهاي پس از حملهء‌اعراب را تا به امروز ، به گردن فارس زبانان مي اندازند !!!
همانگونه كه همهء‌ هموطنان عزيز مي دانند ، در ايران امروز ، ما چيزي بنام قوم فارس نداريم ، يك استان داريم كه نامش استان فارس است ( و اتفاقأ بخش بزرگي از اهالي آن ترك هستند !) و يك ملت ، كه زبان رسمي چندهزار ساله اش ، به گواهي آثار ادبي ، از اوستا تا امروز ، زبان فارسي ناميده مي شود .

ملت ايران هم ، ملتي تازه متولد شده نيست ، بلكه در يك دگرديسي پنج هزار ساله ، از تركيب و آميختگي مردمي بوجود آمده است كه نشان از هر چيز بر پيشاني خود دارد ، جز آنچه تركها و بلوچها و عربها و كردها فكر مي كنند ، يعني نشان قومي !!! به قول زنده ياد سهراب سپهري : (( نسبم ، شايد به زني فاحشه در شهر بخارا برسد !‌))‌. در اينمورد ،‌ بنده رسمأ ، در همينجا اعلام مي نمايم ، هر كس از هر قوم و قبيله و طايفه اي در ايران كه ادعا و يا اعتقاد دارد متعلق به قومي خاص است ، با اينجانب تماس بگيرد ( نشاني در پايان نوشته هست ) تا او را در جلوي آينه قرار دهم و ثابت كنم به هيچ قوميتي جز جناب نئاندرتال تعلق ندارد !!!
يكي نيست به اين جماعت احمق بگويد ؛ آخر در مملكتي كه چند هزار سال است از شرق به غرب و از غرب به شرق و از شمال و جنوب ،‌مورد تهاجم اقوام و مليتهاي مختلف بوده است و تا همين هفتاد – هشتاد سال پيش ، فاقد سند هويت ( شناسنامه ) بوده است ، آخر اين چه كس و شعري است كه به هم مي بافيد كه من تركم ، تو فارسي ، آن يكي كرد است و اين يكي تخم انگليسي (عرب )‌!!!
بابا عقل هم خوب چيزي است ، شما جماعت ، يا سوراخ دعا را گم كرده ايد يا رنگ دلارهاي آمريكائي چنان گيجتان كرده كه به هذيان افتاده ايد! به خود بيائيد! بوي كباب نيست ، خر داغ مي كنند !! ...
...

و اما جالبترين جاي داستان ، موضگيري گروههاي به اصطلاح اپوزيسيون است .
از مجاهدين سابق و شاه بدون تاج و كومله و حزب فئودال- دمكرات كردستان و چلغوز هاي اغوز آذربايجان و انگل وساكسونهاي الاهواز ؟!‌ و اراذل و اوباش مشابه ، كه رسمأ به جامهء ‌نوكري امپرياليسم مفتخر شده اند ، بگذريم ،‌ مواضع گروههائي مانند حزب توده ( بخش انگليسي ! ) ، راه كارگر و ... روشنفكراني كه بين كمونيسم دو آتشه ، با ناسيونال شوونيسم نژاد پرستانه آونگ شده اند ، واقعأ خنده دار است ! اين جماعت ، كه در واقعيت اجتماعي جامعه ايران ، حتي يك اپسيلون ، ‌نه حضور فيزيكي و نه حضور معنوي دارند ، خيرشان به اين ملت بدبخت نمي رسد ، هيچ ! ، با صدور اعلاميه هاي سراسر تناقض و تنها به منظور اعلام وجود ! آتش بيار معركه شده اند . در يك چشم بهم زدن ، از فراز قلهء سوسياليسم به قعر لجنزار قومگرائي چندش آور دست ساز امپرياليسم ، سقوط مي كنند و به عيان نشان مي دهند كه تا چه حد شعارهاي آرمانخواهانه شان پوچ است و تنها وسيله اي ست براي رسيدن به اهداف حقير و تنگ نظرانه قومي !
كسانيكه مي خواهند در رابطه با مسائل قومي در ايران اطلاعات بيشتري به دست آورند و يا سياستهاي ضد مردمي امپرياليسم آمريكا و شركاي انگليسي شان را در مورد فوق بدانند مي توانند به نشاني زير مراجعه كنند و مقالات اينجانب را مطالعه بفرمايند .
15 خرداد 1385
www.m-farhaderfani.blogspot.com صفحه سياسي مزدك

0 Comments:

Post a Comment

<< Home